تبليغاتX
яαѕнα 101


яαѕнα 101

امروز من به اتفاق تزنیا خانم رفتیم کارت دانشگاه رو بگیریم 

زمان چه زود میگذره! انگاری همین دیروز بود که فرداش شروع کلاس ۹ بود... اون همه دلهره.. اون همه استرس.. اون همه شادی .. واسه رفتن به دبیرستان !

مثل برق ۴ سال گذشت و ما سر از دانشگاه در اوردیم.. روزهای زندگی همین طوری داره میگذره..

امروز وقتی داشتم میومدم خونه به این فکر بودم که تو ۴ سال اخیر چه کاری کردم که به دردم خورده و کاری کردم که اعصابمو داغون کرده..

نمیدونم شاید بهترین چیز تو دبیرستان اشنایی من با چند تا از دوستام بود.. البته میدونم که بدون یه معجزه شاید دیگه هیچ موقه با هم نباشیم و هم دیگه رو نبینیم ولی به خود

خدا قسم که این معجزه از دو روز پیش داره یه جورایی اتفاق میوفته..

خدایا من تا حالا سعی کردم که یکی از بنده های خوبت باشم.. تا جایی که تونستم و میتونم سعی میکنم راضیت کنم.. تو تنها کسی هستی که من به اون پناه میبرم و خودت هم میدونی که من به هیچ کسی حتی پدر و مادرم هم پناه نمیارم وقتی مشکلی دارم.. تو بهترین و تنهاترین کسی هستی که از دلم من خبر داری و تنها کسی هستی که صلاح منو میدونه.. از شما میخوام که هر چه به صلاحمه رو جلوی پام بزاری..

احساس غریبی دارم... یه روزهایی شیطون میره تو جلدم و کارایی میکنم که تو رو ناراحت میکنه اما دیگه قول میدم من به شیطون غلبه بشم و سعی میکنم که بنده ی خوبی برات باشم.

 

 

نوشته شده در Thu 16 Jul 2009ساعت 0:34 AM توسط رشا| |
بعد از عمری !

سلام... امیدوارم هر کی این وبلاگو میخونه حالش خوب خوب باشه و ایام به مرامش بگذره!!

چند تا عکس از جشن فارق التحصیلی از دبیرستانم عشقم کشید تا بزارم... کاش حوصله داشتم فیلمشو اپلود کنم..

چتد نفر از 307 دانش اموزی که دیپلم گرفتن

اینم پدر مادرایی که اومده بودن تا جشن فارق التحصیلی رو ببینن ( دقیقا وقتی ماها وارد شدیم تا اخر که ۳۰۷ نفر  نشستن وایساده بودن دست میزدن)

پدر و مادرا ( از 1500 نفر) تو قسمت پایین ادیتاریوم مدرسه

علامت مدرسمون که رو به روی در ادیتاریومه

-----------------------------------------------------------------------

تابستون هم ۱۰ روزه که شروع شده. و از کلاس تابستونی هم اصلا خبری نیست با اینکه بعضی موقه ها خیلی حوصله ام سر میره اما باز میخوام مخم برای دانشگاه راحت بشه ! ( بیچاره چقده بش فشار اوردم این دم اخریه )

دیدین وقتی دارین واسه امتحانات اخر ترمتون میخونین هی دلتون میخواد واسه تابستون برنامه ریزی کنین؟ بعد وقتی تابستون میشه حال و هوای هیچ کدوم از انجام این برنامه هارو ندارین !!

خب این شده حکایت من.

پ.ن : کسی یه قالب خوب سراغ نداره؟

 

نوشته شده در Mon 13 Jul 2009ساعت 0:11 AM توسط رشا| |
OFFICIALLY GRADUATE HIGH SCHOOL & GOT HER DIPLOMA

FUN TIMES DURING THE COMMENCEMENT

PICTURES TO BE POSTED SOOOOOON

نوشته شده در Fri 26 Jun 2009ساعت 6:22 PM توسط رشا| |
قالب ساز وبلاگ پيچك دات نت